طرح سؤال: قرآن کریم در مژده ای به کوشندگان در راه رسیدن به تکامل و سعادت می فرماید: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» (سوره ی عنکبوت، آیه ی ۶۹) ترجمه: و کسانى که براى [به دست آوردن خشنودى] ما [با جان و مال] کوشیدند، بىتردید آنان را به راههاى خود [راه رشد، سعادت، کمال و بهشت] راهنمایى مىکنیم.
چرا با توجه به مژده ی این آیه و با توجه به این که آنچه تدوین شده، نظام و برنامه ای برای تکامل و خودسازی است، نامش از این آیه، گرفته نشده و مثلاً «سبیل هدایت» نام نکردید؟ یا حد اقل به «سبیل فردوسیان» نخواندید؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی
جواب:
اولاً: سبیل به صورت مفرد و جمع، ۱۷۸ مرتبه در قرآن کریم است. این کلمه، به مناسبت سیاق آیه، معانی مختلفی به خود گرفته است و فقط به معنی «راه» یا «برنامه ی تربیتی» نیست. برخی از این معانی عبارتند از:
راه، جاده: «وَ إِنَّها لَبِسَبیلٍ مُقیمٍ» (سوره ی حجر، آیه ی ۷۶)
ترجمه: و همانا آن [ویرانههاى سرزمینشان] بر سر راه [کاروان ها]، همواره ثابت و برقرار است.
«الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَکُمْ فیها سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» (سوره ی زخرف، آیه ی ۱۰)
ترجمه: خدایى که زمین را براى شما گهواره کرد، و در آن برایتان راه ها قرار داد، تا شاید به مقاصد خود راه یابید.
«وَ أَلْقى فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِکُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» (سوره ی نحل، آیه ی ۱۵)
ترجمه: و در زمین کوههایى استوار افکند تا شما را [در حال گردش وضعى و انتقالى] نلرزاند، و نهرها و راههایى را [پدید آورد] تا [براى رسیدن به اهداف و مقاصد خود] راه یابید.
گناه، اشکال، تعهد، مسؤولیت، حق اعتراض: «وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدینارٍ لایُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبیلٌ» (سور ه ی آل عمران، آیه ی ۷۵)
ترجمه: و از اهل کتاب کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمارى، آن را به تو بازمىگرداند؛ و از آنان کسى است که اگر او را به یک دینار امین شمارى، آن را به تو بازنمىگرداند، مگر آنکه همواره بالاى سرش بایستى [و مال خود را با سخت گیرى به او از او بستانى]. این به خاطر آن است که آنان گفتند: [چون ما اهل کتابیم] رعایت نکردن حقوق غیر اهل کتاب بر عهده ی ما نیست، [یا در ضایع کردن حقوق دیگران، اشکال، گناه، مسؤولیت و عقوبتى نداریم و کسی بر ما حق اعتراض ندارد].
توانایی جسمی، قدرت مالی و باز بودن راه: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً» (سوره ی آل عمران، آیه ی ۹۷)
ترجمه: و خدا را حقّى ثابت و لازم بر عهده مردم است که [براى اداى مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانى که [از جهت سلامت جسمى و توانمندى مالى و باز بودن مسیر] بتوانند به سوى آن راه یابند.
رسم، روش، آئین: «وَ لا تَنْکِحُوا ما نَکَحَ آباؤُکُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۲۲)
ترجمه: و با زنانى که پدرانتان با آنان ازدواج کردهاند ازدواج نکنید، مگر آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد. یقیناً این عمل، عملى بسیار زشت و منفور و بد رسم و آئینی است.
«وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبیلاً» (سوره ی اسراء، آیه ی ۳۲)
ترجمه: و نزدیک زنا نشوید که کارى بسیار زشت و بد روشی است.
بهانه جویی: «وَ اللاَّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۳۴)
ترجمه: و زنانى را که بیم دارید نافرمانیتان کنند، نخست اندرز دهید، اگر به اطاعت در نیامدند، با آنها قهر کنید، و در بستر خود راه ندهید، و اگر این نیز مؤثر نشد بزنیدشان اگر به اطاعت در آمدند دیگر براى ادامه ی زدنشان بهانهجویى مکنید.
آزاد گذاشتن، رها کردن، دست بر داشتن: «فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَخَلُّوا سَبیلَهُمْ» (سوره ی توبه، آیه ی ۵)
ترجمه: پس هنگامى که ماههاى حرام سپرى شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیرى بگیرید و محاصره کنید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید؛ ولى اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید [دست از سرشان بردارید، رهایشان سازید].
تکلیف شرعی: «لَیْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذینَ لا یَجِدُونَ ما یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنینَ مِنْ سَبیلٍ» (سوره ی توبه، آیه ی ۹۱)
ترجمه: بر ضعیفان و بر بیماران و بر کسانى که چیزى براى خرج کردن ندارند در صورتى که براى خدا و رسولش خیرخواهى کنند تکلیفى نیست.
ملامت دنیوی و عذاب اخروی: «إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ» (سوره ی توبه، آیه ی ۹۳)
ترجمه: مؤاخذه و عذاب اخروی، تنها بر کسانى است که با اینکه مکنت مالی دارند، از تو اجازه ی ماندن مىخواهند.
تکثیر نسل، راهزنی: «أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبیلَ وَ تَأْتُونَ فی نادیکُمُ الْمُنْکَرَ» (سوره ی عنکبوت، آیه ی ۲۹)
ترجمه: آیا شما با مردان آمیزش جنسى مىکنید و راه [توالد و تکثیر را بر نسل آینده، یا راه شهر را بر عابران] مىبُرید و در مجلس عمومیتان کارهاى زشت بهجا مىآورید؟!
گناه، مؤاخذه، محکومیت، ایراد، کیفر: «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبیلٍ» (سوره ی شورا، آیه ی ۴۱)
ترجمه: و کسانى که پس از ستم دیدنشان در مقام انتقام برآیند، ایرادس [گناه، مؤاخذه، محکومیت یا کیفری] بر آنان نیست.
«إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ» (سوره ی شورا، آیه ی ۴۲)
ترجمه: ایراد [گناه، مؤاخذه، محکومیت یا کیفر] فقط متوجه کسانى است که به مردم ستم روا مىدارند و به ناحق در زمین سرکشى مىکنند.
هدایت، سعادت، خیر، طاعت، خروج از نقص به کمال: «ثُمَّ السَّبیلَ یَسَّرَهُ» (سوره ی عبس، آیه ی ۲۰)
ترجمه: آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر، طاعت و خروج از نقص به کمال] را برایش آسان ساخت.
سفر: «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ» (سوره ی بقره، آیه ی ۱۷۷)
ترجمه: نیکى این نیست که روى خود را به سوى مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکى [برای] کسى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده است، و مال و ثروتش را با آنکه دوست دارد به خویشان و یتیمان و درماندگان و بی خرجی ماندگان در سفر و سائلان و [در راه آزادى] بردگان مىدهد.
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنْتُمْ سُکارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِری سَبیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا» (سوره ی نساء، آیه ی ۴۳)
ترجمه: اى اهل ایمان! در حالى که مستید به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مىگویید. و در حال جنابت هم به نماز نزدیک نشوید تا غسل کنید مگر در حال سفر.
حد زنا: «وَ اللاَّتی یَأْتینَ الْفاحِشَهَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۱۵)
ترجمه: و از زنهاى شما آنان که عمل زشت [زنا یا مساحقه] مرتکب مىشوند، چهار نفر مرد از خودتان [از مؤمنان] را بر آنها به گواهى طلبید، پس اگر گواهى دادند، آنها را [به کیفر این عمل، به عنوان حبس ابد] در خانهها نگه دارید تا مرگ، جان آنها را بگیرد یا خداوند براى آنها راهى [دیگر که حد زنا بود و بعداً حکمش نازل شد] قرار دهد.
هدایت الهی، برنامه ی تربیتی و تکاملی: «أَ تُریدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۸۸) و (سوره ی نساء، آیه ی ۱۴۳)
ترجمه: آیا مىخواهید کسانى را که خدا [به خاطر اعمال ناپسندشان] گمراه کرده هدایت کنید؟ در حالى که خدا هر که را گمراه کند هرگز براى او راهى [به سوى هدایت] نخواهى یافت.
«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۱۳۷)
ترجمه: کسانى که ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند، باز ایمان آوردند، و بار دیگر کافر شدند، آن گاه بر کفر خود افزودند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد، و به راهى هدایت کند.
«وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُکَلِّمُهُمْ وَ لا یَهْدیهِمْ سَبیلاً» (سوره ی اعراف، آیه ی ۱۴۸)
ترجمه: و قوم موسى پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهاى خود مجسمه گوسالهاى ساختند که صداى گاو داشت! آیا نمىدیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمىگوید و آنان را به راهى هدایت نمىکند؟! [برنامه ی تکاملی به آنان ارائه نمی دهد]
«وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبیلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعینَ» (سوره ی نحل، آیه ی ۹)
ترجمه: و قرار دادن راه راست [براى هدایت بندگان به سوى سعادت ابدى] فقط برعهده ی خداست، و برخى از این راهها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدى محروم مىکند]، و اگر خدا مىخواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت مىکرد.
«وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً» (سوره ی فرقان، آیه ی ۲۷)
ترجمه: و روزى که ستمکار، دو دست خود را مىگزد [و] مىگوید: اى کاش همراه این پیامبر، راهى [برنامه ای] به سوى حق برمىگرفتم.
«وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبیلِ فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ» (سوره ی نمل، آیه ی ۲۴)
ترجمه: و شیطان، اعمال [زشتشان] را براى آنان آراست و در نتیجه، آنان را از راه [برنامه ی هدایت الهی] بازداشته است به این سبب هدایت نمىیابند.
«وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبیلٍ» (سوره ی شورا، آیه ی ۴۶)
ترجمه: و هر که را خدا گمراه کند، او را هیچ راهى [برنامه ای به سوى نجات و سعادت] نیست.
«إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبیلاً» (سوره ی مزمل، آیه ی ۱۹)
ترجمه: بىتردید این [قرآن] مایه ی تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهى [برنامه ی هدایت] به سوى پروردگارش برگزیند.
«إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (سوره ی انسان، آیه ی ۳)
ترجمه: ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس.
آئین های کفرآمیز: «وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبیلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطایاکُمْ» (سوره ی عنکبوت، آیه ی ۱۲)
ترجمه: و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما [آئین های کفرآمیز ما] پیروى کنید تا ما گناهان شما را [در آخرت] به عهده گیریم.
اجازه ی تجاوز، حمله و کشتن: «فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۹۰)
ترجمه: پس اگر از شما کناره گرفتند، و با شما به جنگ برنخاستند، و پیشنهاد صلح و آشتى دادند، خدا در این صورت براى تجاوز به آنان [و اسیر کردن و کشتنشان] راهى براى شما قرار نداده است.
فکر نجات بخش، برنامه برای خلاصی: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطیعُونَ حیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۹۸)
ترجمه: مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفى که هیچ چارهاى ندارند، و راهى [براى نجات خود از محیط کفر و شرک] نمىیابند.
تسلط سیاسی و نظامی: «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۱۴۱)
ترجمه: و خدا هرگز هیچ راه سلطهاى به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.
دین گلچین شده: « إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً» (سوره ی نساء، آیه ی ۱۵۰)
ترجمه: بىتردید کسانى که به خدا و پیامبرانش کافر مىشوند و مىخواهند میان خدا و پیامبرانش [با ایمان آوردن به خدا و کفرورزى به پیامبران] جدایى اندازند، و مىگویند: به بعضى ایمان مىآوریم و به برخى کافر مىشویم و مىخواهند میان کفر و ایمان راهى [خاص] برگزینند.
تصاحب قدرت: «قُلْ لَوْ کانَ مَعَهُ آلِهَهٌ کَما یَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلى ذِی الْعَرْشِ سَبیلاً» (سوره ی اسراء، آیه ی ۴۲)
ترجمه: بگو: اگر آن گونه که مىگویند، باخدا خدایانى بود، در آن هنگام به سوى صاحب عرش راهى [برای تصاحب قدرتش] مىجستند.
غریزه و فطرت: «ثُمَّ کُلی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً» (سوره ی نحل، آیه ی ۶۹)
ترجمه: سپس از همه میوهها [و شیره ی درختان و گیاهان] بخور، آن گاه راههاى [غریزى] پروردگارت را [در تبدیل مواد اولیه به عسل] به رامى و انقیاد بپیماى.
صدای متعادل: «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً» (سوره ی اسراء، آیه ی ۱۱۰)
ترجمه: و نماز خود را با صداى بلند و نیز با صداى آهسته مخوان و میان این دو [حالت] راهى [صدای معتدل] بجوى.
رفتن: «فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَیْنِهِما نَسِیا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَباً» (سوره ی کهف، آیه ی ۶۱)
ترجمه: پس هنگامى که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهى خود را [که براى خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهى راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.
«قالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنا إِلَى الصَّخْرَهِ فَإِنِّی نَسیتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانیهُ إِلاَّ الشَّیْطانُ أَنْ أَذْکُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَباً» (سوره ی کهف، آیه ی ۶۳)
ترجمه: گفت: آیا ندانستى چون کنار آن سنگ جاى گرفتیم، من ماهى را از یاد بردم و آن با وضعى شگفتانگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت.
خلاصی از جهنم: «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبیلٍ» (سوره ی غافر، آیه ی ۱۱)
ترجمه: مىگویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندى و دوبار زنده کردى، اکنون به گناهانمان معترفیم، پس آیا راهى براى بیرون آمدن [از دوزخ] هست؟
وَ تَرَى الظَّالِمینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبیلٍ (سوره ی شورا، آیه ی ۴۴)
ترجمه: و ستمکاران را [روز قیامت] مىبینى چون عذاب را ببینند، مىگویند: آیا هیچ راهى به سوى بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟!
ثانیاً: گر چه «سبیل» در چند آیه، با عبارات مختلف به خدای تعالی نسبت داده شده است، مانند:
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» (سوره ی بقره، آیه ی ۱۵۴)
ترجمه: و به آنان که در راه خدا کشته مىشوند مرده نگویید، بلکه [در عالم برزخ] داراى حیاتاند، ولى شما [کیفیت آن حیات را] درک نمىکنید.
«فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فی سَبیلی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا» (سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۹۵)
ترجمه: پس کسانى که هجرت کردند، و از خانههایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند.
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (سوره ی مائده، آیه ی ۳۵)
ترجمه: اى اهل ایمان! از خدا پروا کنید و وسیلهاى براى تقرّب به سوى او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.
«ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ» (سوره ی نحل، آیه ی ۱۲۵)
ترجمه: [مردم را] به سوى راه پروردگارت با منطقى حکیمانه و ادلّه ی قانعکننده و با پندى نیک و بیدارىبخش و عبرتآموز دعوت کن.
«وَ قالَ مُوسى رَبَّنا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زینَهً وَ أَمْوالاً فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبیلِکَ» (سوره ی یونس، آیه ی ۸۸)
ترجمه: و موسى گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگى دنیا زیور و زینت [بسیار] و اموال [فراوان] دادهاى که [نهایتاً مردم را] از راه تو گمراه کنند.
و در یک آیه به استاد اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت داده شده است، می فرماید:
«قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی» (سوره ی یوسف، آیه ی ۱۰۸)
ترجمه: بگو: این راه من است که من و هر کس از من پیروى کرد با بصیرت و بینایى به خدا دعوت مىکنیم، و خدا منزّه است و من از مشرکان نیستم.
و در یک آیه، به مؤمنین نسبت داده شده است، می فرماید:
« وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً (سوره ی نساء، آیه ی ۱۱۵)
ترجمه: و هر کس بعد از آنکه حق برایش روشن شد مخالفت رسول کند و روشى غیر راه مؤمنین اتخاذ نماید، وى را به همان وضعى که دوست دارد واگذاریم و به جهنم در آریم که چه بد سر انجامى است.
و در یک آیه، به توبه کنندگان نسبت داده شده است، می فرماید:
«وَ اتَّبِعْ سَبیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ» (سوره ی لقمان، آیه ی ۱۵)
ترجمه: و راه کسى را پیروى کن که [با توبه و ایمان و اخلاص] به من بازگشته است.
و در چند آیه به چیزهای خوب، مانند سواء، سلام، هدایت و رشد نسبت داده شده است، می فرماید:
«مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ» (سوره ی بقره، آیه ی ۱۰۸)
ترجمه: و کسى که کفر را به جاى ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
«فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ» (سوره ی مائده، آیه ی ۱۲)
ترجمه: پس هر که از شما بعد از این کافر شود، یقیناً راه راست را گم کرده است.
«یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» (سوره ی مائده، آیه ی ۱۶)
ترجمه: خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند به راههاى سلامت راهنمایى مىکند.
«فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبیلاً» (سوره ی اسراء، آیه ی ۸۴)
ترجمه: پس پروردگار شما بر آن کس که راه هدایت یافته، از همه آگاهتر است.
«وَ قالَ الَّذی آمَنَ یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبیلَ الرَّشادِ» (سوره ی غافر، آیه ی ۳۸)
ترجمه: و آنکه ایمان آورده بود گفت: اى قوم، مرا پیروى کنید تا شما را به راه رشد هدایت کنم.
ولی در چند آیه نیز به ضلالت، طاغوت، مجرمین، مفسدین، غی، نادانان، کج راهه و گمراهی نسبت داده شده است، می فرماید:
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ أُوتُوا نَصیباً مِنَ الْکِتابِ یَشْتَرُونَ الضَّلالَهَ وَ یُریدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبیلَ» (سوره ی نساء، آیه ی ۴۴)
ترجمه: مگر آن کسان را که از کتاب آسمانى بهرهاى داده شدند نمىبینى، که چگونه گمراهى را مىخرند، و مىخواهند که شما نیز، راه را گم کنید.
«الَّذینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ الطَّاغُوتِ» (سوره ی نساء، آیه ی ۷۶)
ترجمه: کسانى که ایمان آوردهاند، در راه خدا پیکار مىکنند، و آنها که کفر را پیشه خود کردهاند در راه طاغوت مىجنگند.
«وَ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُجْرِمینَ» (سوره ی انعام، آیه ی ۵۵)
ترجمه: اینطور آیات را تفصیل مىدهیم تا شاید بندگان به آن عمل نموده و راه گنهکاران هم روشن گردد.
«وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ» (سوره ی اعراف، آیه ی ۱۴۲)
ترجمه: و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروى مکن.
«وَ إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَ إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً» (سوره ی اعراف، آیه ی ۱۴۶)
ترجمه: و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگى نگیرند و اگر راه گمراهى را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند.
«قالَ قَدْ أُجیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقیما وَ لا تَتَّبِعانِ سَبیلَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ» (سوره ی یونس، آیه ی ۸۹)
ترجمه: [خدا] فرمود: دعاى شما دو نفر پذیرفته شد؛ بنابراین [در ابلاغ پیام خدا] پابرجا و استوار باشید واز روش کسانى که جاهل و نادانند، پیروى نکنید.
«وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبیلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعینَ» (سوره ی نحل، آیه ی ۹)
ترجمه: و قرار دادن راه راست [براى هدایت بندگان به سوى سعادت ابدى] فقط برعهده ی خداست، و برخى از این راهها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدى محروم مىکند]، و اگر خدا مىخواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت مىکرد.
«وَ مَنْ کانَ فی هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبیلاً» (سوره ی اسراء، آیه ی ۷۲)
ترجمه: هر کسى در این [دنیا] نابینا و کوردل باشد در آخرت نیز نابینا و گمراهتر خواهد بود.
«وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادی هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبیلَ» (سوره ی فرقان، آیه ی ۱۷)
ترجمه: و این وعده در روزى وفا مىشود که مشرکین با آنچه سواى خدا مىپرستند محشورشان کند و گوید شما این بندگان را گمراه کردید یا خودشان راه را گم کردند.
پس شایسته نیست کلمه ای که با اضافه شدنش به خدای تعالی و استاد اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) و چیزهای خوب، معنی خوب گرفته ولی از سوی دیگر، با اضافه شدنش به چیزهای بد، معنی بد می گیرد را به عنوان نام نظام تربیتی خود برگزینیم. بلکه باید کلمه ای باشد که استعمالش در قرآن کریم، فقط در امور مثبت باشد.
ثالثاً: نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان در مرحله ی اول، به زبان فارسی تدوین شد و در زبان فارسی، «سبیل» به موی پشت لب گفته می شود و بلند گذاشتن آن، نماد صوفیه (خذلهم الله) است. لذا برای دور ماندن از نماد دشمنان خدا و رسول و اهل بیت (علیهم السلام) نخواستیم از این کلمه استفاده کنیم.
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.


